+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 19:32  توسط شاهزاده عاشق
|

دوستان عزیز٬ادامه ی عکس ها را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:8  توسط شاهزاده عاشق
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 20:19  توسط شاهزاده عاشق
|
-
یارو تخم مرغ رو میخره دونه ای ۱۰۰تومان میفروشه یکی ۵۰تومان٬بعد میلیونر میشه .چجوری؟
-
یکی سی سالشه تموم سالهای عمرشم جشن تولد گرفته٬ولی فقط ۷بار تا حالا جشن گرفته.اشتباه هم نشده.چجوری؟
-
چطوری میشه ۱۰تا سکه رو تو سه تا لیوان گذاشت٬که تعداد سکه های داخل هر تیوان فرد باشه؟
-
به یکی میگن اسمت چیه ؟ میگه«ایوب» بی پدر رو بنشون کنار «مسافر بیمار»اسمم رو پیدا میکنی.حالا اسم یارو چی بوده؟
لطفآ توی نظراتتون جواب بدید
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 19:42  توسط شاهزاده عاشق
|
همه ی ناز و ادات مال خودت اون همه خاطر خواهات مال خودت
دست خالی بی ریا میخواستمت کل میراث بابات مال خودت
لبای خشکمو هیچ وقت ندیدی سرخی لعل لبات مال خودت
دلمو دست میندازی با اون نگات نگاه تیز چشات مال خودت
نبودیم قسمت هم خدا نخواست قدر و تقدیر خدات مال خودت
اون روزا گفتی که پیشم میمونی رفتی...باقی روزات مال خودت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 10:46  توسط شاهزاده عاشق
|
دیروز گفتمت که بیا...آشنا شویم گفتم ز هر چه کین و جدایی...جدا شویم
گفتم که در میان لحظه های اضطراب من را رها کنیم و صمیمانه ما شویم
بسته است بغض راه گلویم...نمیتوان فریاد زد...پس چگونه یکصدا شویم
بالم شکست کنج قفس خسته ام بیا بالم گشای تا ز میله ها... رها شویم
هی صبر کن نرو ببین دلم که زخمی است مرهم گذار تا برای هم ...دوا شویم
ساعت به من نگفت که دیر است زود زود داور به من نگفت که شاید ٬خطا شویم
پایان زندگی شد و آغاز راه من آغوش باز کن ...ز هم جدا چرا شویم؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 20:29  توسط شاهزاده عاشق
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 20:13  توسط شاهزاده عاشق
|
خرم دل آن کســــی که بی زن باشــــد
افسرده دل کسی که چون من باشــــد
خوشحال کسی که در جهان زن نگرفت
یا گــــیرد و آن ضعیفه الکن باشـــــــــــد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:30  توسط شاهزاده عاشق
|
ميخواستم بگويم از آنجا كه...بگذريم گفتي تمام شد ولي حالا كه...بگذريم
اصلا تمام ثانيه هاي گذشته ...هيچ اما جواب غربت فردا كه...بگذريم
مي خواستم بگويم اگر ميشود بخواه امشب كنار اين دل تنها كه...بگذريم
حالا كه من دوباره به تو ..صبر كن..ببين ميخواستم بگويمت اين را كه...بگذريم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:26  توسط شاهزاده عاشق
|
عاشقی کار تو نیست
از دست زمانه تیر باید بخوری دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست بچه تو هنوز شیر باید بخوری
پشیمانی
به صحرا میزنم از عشق تو یا خودم را می کشم از دست تو تا
تمام عالم و آدم بدانند پشیمانم که گفتم دوستت دا...
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 20:15  توسط شاهزاده عاشق
|